به وبلاگ من خوش آمدید


تسنيم نور













 

در سال هاى اخير كوشش هاى زيادى در زمينه ى روان درمانى افرادى كه دچار اضطراب هاى شخصيتى و بيمارى هاى روانى هستند، انجام شده است. در اين زمينه روش هاى مختلفى براى روان درمانى پديد آمده است; امّا هيچ كدام موفقيت مورد انتظار را درباره از ميان بردن و يا پيشگيرى از بيمارى هاى روانى به دست نياورده است. برخى از پژوهش ها نشان مى دهد ميانگين درمان در مورد بيمارانى كه با روش روانكاوانه معالجه و درمان مى شوند بين 60 تا 64 درصد در نوسان است و اگر توجّه كنيم كه ميانگين بيمارانى كه بدون معالجه به روان درمانگران از عوارض اين گونه بيمارى ها رهايى مى يابند ميان 44 تا 64 درصد در نوسان است، متوجه مى شويم كه ميانگين فوق درصد رضايت بخشى را تشكيل نمى دهد. وانگهى حال گروهى از بيماران پس از معالجات روان درمانگران بدتر هم شده است.

در پژوهش ديگرى روشن شده است كه شمار بيماران درمان يافته از يك گروه مورد مطالعه كه تحت مداواى درمانگران قرار نداشتند با تعداد بيمارانى كه از طريق روان درمانى معالج شدند برابر بوده است. اين پژوهش نشان داده است كه حال برخى از بيماران معالجه شده توسط روان درمانگران وخيم تر هم شده است.

اين گونه پژوهش ها نشان مى دهد كه ميانگين درمان ناشى از روان درمانى هنوز به ميزان رضايت بخشى نرسيده است.

هر انسانى در روند زندگى خود با موانعى روبرو مى شود زيرا در مقابل هر نوشى ،نيش ودر مقابل هر خوشى،ناخوشى وجود دارد.اين موانع ومشكلات براى انسان ايجاد دلهره مى كند.در هنگام گرفتاريها دچار اضطراب و سپس افسردگى مى شود.البته نوع مشكلات وشخصيت افراد وزمان ومكان در طولانى بودن ويا كوتاه بودن اين اضطرابها ـ كه اگر درمان نشود به افسردگى منجر مى شود ـ دخالت دارند.

هر چند وجود دلهره واضطراب در حد عادى براى آدمى لازم است; زيرا باعث گرفتن حالت تدافعى شده وانسان را به عكس العمل واداشته وسعى در رفع مشكل مى كند; اما اگر فردى بى خيال وبى تفاوت بوده وهيچ گونه اضطرابى نداشته باشد ـ بجز ائمه معصومين(ع)و بعضى از اولياء خدا ـ براى ديگران عيب ومريضى حساب شده كه در روانشناسى آن را مرض «پسى كوپاتى»مى نامند.

افزايش افسردگى واضطراب در جهان امروز

در جهان كنونى بيمارى افسردگى بسيار زياد شده است بطوريكه عده اى از مردم كشورهاى صنعتى با دارو بخواب رفته وبا دارو بيدار مى شوند. به طور مثال با هم گزارشى درباره پديده افسردگى و علل و آثار آن در ايالات متحده آمريكا مى خوانيم:

به عقيده روان شناسان ،افسردگى بيماريى ناشى از مدرنيسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان به ويژه در آمريكا كه سرعت نوآورى در آن جا بيش از ساير نقاط جهان است در سنين پايين تر در دام اين بيمارى گرفتار مى آيند.

در سال 2002 افسردگى پس از بيمارى هاى قلبى ،گسترده ترين بيمارى دامن گير بشر خواهد بود.به نوشته اين مجله:

دكتر ارنست برنت و همكارانش از انستيتو تكنولوژى ماساچوست آمريكا برآورد كرده اندكه هزينه هاى مربوط به بيمارى افسردگى در آمريكا سالانه بالغ بر 44ميليارد دلار يعنى تقريبا برابر هزينه هاى بيمارى هاى عروقى است و اين بدان معنا است كه هر آمريكايى سالانه 6هزاردلار بابت بيمارى افسردگى پرداخت مى كند.

اين مجله مى افزايد: هزينه هاى مربوط به درمان بيمارى افسردگى به 12 ميليارد و400ميليون دلار بالغ مى شود و خودكشى مبتلايان به افسردگى 7 ميليارد و 500 ميليون دلار به اين رقم مى افزايد كه خسارت ناشى از دست رفتن نيروى انسانى در آن به حساب نيامده است.

اكونوميست مى نويسد: در اين ميان،بازار داروهاى ضد افسردگى بسيار گرم است.طبق برآورد انستيتو تكنولوژى ماساچوست ارزش بازار جهانى اين داروها بالغ بر 7 ميليارد دلار است كه انتظار مى رود در پنج سال آينده 50%رشد داشته باشد!

ادامه مطلب| نظرات 1 | 12:02 AM چهارشنبه، 16 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: س ضامني | موضوع: اجتماعی


آنچه در زير از نظر می گذرد خلاصه ای است از ديدگاه مكتب رهائی بخش اسلام در مورد جايگاه زن كه با توجه به بخشی از سور و آيات قرآن كريم تنظيم شده است .

مقام زن در اسلام چنان است كه در قرآن كريم سومين سوره مفصل به نام "النساء" ناميده شده است و در ده سوره ديگر مسائلی مربوط به حقوق و منزلت زنان است و همه جا در خطابات عام آنان مورد خطابند و همچنين می توان از بسياری از مفاهيم قرآن می توان نكات مهمی را در اين رابطه استنباط كرد و می توان اين ادعای دروغ را كه اسلام برای زن ارزشی قائل نيست بدينوسيله بطور كلی منتفی دانست .

اسلام زن را بعنوان مسئله مهم زندگی و متمم حيات انسانی در مسائل اجتماعی ، اخلاقی و قانونی خود جا داده و او را به عنوان عضو موثر جامعه دانسته است .

پيامبر اكرم صلوات الله عليه و اله آنگاه كه از زنان بيعت گرفت به آنان  اعلام كرد شما از عناصر اصلی اجتماع و اركان بنيادی جامعه هستيد و برای حفظ و سلامت آن بايد به ميزان سهم خود از آن پاسداری نمائيد .

يا ايها النبی اذا جاءك المومنات يبايعنك ....

ای پيامبر اگر زنان مومنه آمدند تا با تو بيعت كنند ، (اينكه) با خداوند شريك نگيرند و دزدی نكنند ، و زنا نكنند ، و فرزندان خود را نكشند (سقط جنين نكنند ) و تهمتی نسازند ، از آنچه ميان دست و پای ايشان است ( فرزند غير را به شوی خود نسبت ندهند ) و در نيكوكاری ها از تو پيروی كنند ، با ايشان بيعت كن و برای ايشان از خداوند آمرزش خواه ، بدرستی كه خداوند آمرزنده و مهربان است .  سوره ممتحنه آيه 12

زن بعنوان موجودی زيبا ، ظريف ، مستقل ، آرامی بخش ، با تقدس دختری ، همسری ، خواهری و مادری در مسير تكامل جامعه است و تا ارزش خود را نشناسد و يا جامعه از موهبت او محروم باشد، انحطاط قطعی آن جامعه را بدنبال خواهد داشت .

و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفده و رزقكم من الطيبات افبالباطل يؤمنون و بنعمت الله يكفرون  سوره نحل آيه 27       

بسياری از تكاليف مشخص شده برای زنان و مردان يكسان بوده و تفاوت های موجود مربوط به نقش ، ظرفيت و لياقت هريك بوده و حقوق آنان نيز بر اين اساس  معين شده است .

يا ايها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا كثيرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون  به و الارحام ان الله كان عليكم رقيبا   -  نساء آيه 1

ای مردم پروا كنيد از خداوندی كه شما را از نفس و ريشه واحد و يگانه آفريد پس از آن از همان ريشه همسرش را آفريد و از آن دو مردان و زنان فراوانی را پديد آورد و پروا كنيد از خداوندی كه به او همديگر را سوگنند می دهيد و پروا كنيد از خويشاوندان ، بدرستی كه خداوتد بر شما ناظر و رقيب است .

ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولی الالباب * الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علی جنوبهم و يتفكرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك و قنا عذاب النار * ... فاستجاب لهم ربهم  انی لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثی بعضكم من بعض فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فی سبيلی و قاتلوا و قتلوا لاكفرن الله سئياتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثوابا من عند الله و الله عنده حسن الثواب -  آل عمران آيات 190 تا 195

يوم تری المومنين و المومنات يسعی نورهم بين ايديهم و بايمانهم بشريكم اليوم جنات تجری من تحتها الانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم  - حديد آيه 12

بنابراين زن و مرد در بهره مندی از كسب و سعی و تلاش و پاداش عبادت و الزلم به وظايف و مسئوليت ها مساويند .

و لا تمنوا ما فضل الله به بعضكم علی بعض للرجال نصيب مما كسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن واسئلوا الله من  فضله ان الله  كان بكل شيء عليما   _  نساء 32

هر كس متناسب با شرايط خلقت خود از خزانه بی پايان الهی بهره ای دارد كه بايد از فضل و احسان خداوند آنرا جستجو كند و تمنای بی جا نيز نداشته باشد و مرد و زن هر كدام وظايف محوله را از نظر فردی و اجتماعی ايفا نمايند .

ولهن مثل الذی عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه والله عزيز حكيم_ بقره آيه 22۸  

درجه خاص مرد بر زن امتيازی است كه از نظر مرد بودن و قدرت ، كفالت و رعايت و ...مسئوليت های اجتماعی داراست و بايد در جهت حفظ و آرامش و رفاه خانواده و جامعه صرف گردد و هرگز نشانه كرامت بيشتر او نسبت به زن قلمداد نمی شود زيرا :

ان اكرمكم عند الله اتقيكم

زن نيز به نوبه خود با توجه به آيه فوق امتيازات خاصی را داراست كه منحصر به وجود او و متناسب با خاصه های وجودی و تكوينی اش می باشد .

در قرآن كريم مردان و زنان با القاب مساوی و همسان ياد شده اند كه بر نقش و جايگاه هر يك در جامعه  و مساوی بودن آنان در اصل تكليف تاكيد دارد .

ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤ منات والقانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين لفروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات اعدّ لهم مغفره و اجرا عظيما   - احزاب آيه 35

ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا يضاعف لهم و لهم اجر كريم - حديد 18

در بعضی از آيات قرآن می توان به برتری زن بر مرد استنباط نمود كه اين امر وظايف آنان را نسبت به جامعه سنگين تر می نمايد.

اذ قالت امرأه عمران رب انی نذرت لك ما فی بطنی محررا فتقبل منی انك انت السميع العليم * فلما و ضعتها قالت رب انی وضعته انثی و الله اعلم بما وضعت و ليس الذكر كالانثی و انی سميتها مريم و انی اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم  - آل عمران آيات 35 و 36

در ادامه اين گفتگو خداوندد می فرمايد : فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا ....

 در آيه فوق ( ليس الذكر كالانثی )  به برتری زن بر مرد اشاره دارد كه از نظر قرب و نزديكی او به بارگاه لطف و احسان پروردگار عالم است .

اما در مورد اختلافات حقوقی زن و مرد دلايل متعددی ذكر شده كه از جمله آن روايت زير است :

از امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند چرا زن ضعيف و مسكين يك سهم از ارث می برد و مرد دو سهم ؟

حضرت فرمودند : زيرا بر زن جهاد و نفقه و خونبها نيست و اينها همه بر عهده مرد است

حق هر كس بايد متناسب با توجه به مسئوليت و نقش او در جامعه تعيين شود و جامعه ای كه زن را  به تلاش برای كسب در آمد چون مردان از خانه به بيرون كشانده ، سِمَت مادری و زن بودن و نقش های اساسی تربيتی و مديريتی او را ناديده بگيرد  ، اجتماع كامل و ايده آلی نيست . اسلام برای اين نقش اهميت فوق العاده ای قائل شده و جنبه های معنوی تربيتی را عمدتا به او سپرده است .

ادامه مطلب| (نظر بدهید.) | 12:13 AM سه شنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: س ضامني | موضوع: خاندان جاويد


در

در اين مقاله مي خواهيم ميان زن عصر جديد ، كه شخصيت او بيشتر تحت تاثير عناصر مدرنيسم و دوران پس از رنسانس است ، و زن مسلمان مقايسه كنيم و خصوصيات هريك از آن دو را بر شماريم.

بسياري از فرهنگ شناسان معتقدند كه اگر مي خواهيد وضعيت فرهنگي يك جامعه را بررسي كنيد ، وضعيت زنان را در آن جامعه مورد بررسي قرار دهيد كه در آن جامعه به زن چگونه نگريسته مي شودو زنان از چه موقعيتي بر خوردار هستند. در اين راستا پيامبر اسلام ص مي فرمايد: «انسان كريم و بزرگوار به زنان احترام مي گذارد و انسان پست و بي ارزش به زنان بي حرمتي مي كند» در واقع پيامبر زن را ملاك كرامت و ارزش فرد و جامعه تلقي مي كند

 .جامعه شناسان معتقدند اواخرقرن بيستم جهان مواجه با دو تفكرو نهضت بزرگ اجتماعي بوده كه يكي تفكر پست مدرنيسم و ديگري جنبش زنان يا فمنيسم است . منظور وهدف از جنبش زنان يا فمنيسم استيفاي حقوق زنان و ايجاد تساوي ميان دو جنس زن ومرد مي باشد. كه در دوره جديد بر اساس همين جنبش ، بسياري از انديشمندان و اهل فرهنگ به خاطر احقاق حق زنان و ايجاد تساوي حقوقي ميان زن ومرد ، به تكاپو افتاده اند و در بسياري از زمينه هاي فرهنگ به توليد محصولاتي پرداخته اند كه داراي ريشه هاي فمنيستي است از جمله توليد فيلم با مضمون و محوريت زن ، رمان، نمايشنامه ، عكس و نقاشي ، اعطاي جوايز جهاني به زن در بسياري از زمينه هاي علمي ، هنري و صنعتي ، اعطاي منصب ها و پست هاي مديريتي و كليدي در سطوح بالاي دولت و وزارت ، به وجود آوردن فرصت هاي تحصيلي در تمامي سطوح از جمله دانشگاه ، تاسيس موسسات و سازمان هاي فرهنگي با اسم و مديريت زنان و پرداختن به حقوق زنان ، تغيير قوانين حقوقي و جزايي در دادگاه ها و نظام حقوقي كشورها به نفع زنان ، دادن اختيارات بيشتر به زنان در زندگي مشترك با مردان ، اعطاي فرصت هاي شغلي ، حق راي و انتخاب در مسايل اجتماعي و سياسي، حق شركت در انتخابات و احراز كرسي هاي مجلس و دولت و بسياري از موارد ديگر كه در همه اين امور، به خلاقيت ها و كوشش هاي زنان پرداخته شده و به شخصيت آنان احترام گذارده شده است .

بايد گفت در يك جمع بندي كلي تمامي موارد برشمرده شده كه از مصاديق ايجاد تساوي حقوقي ميان زن ومرد است ، قابل تقدير و احترام است و ما در اينجا بدون آنكه به تحليل حقوقي آن امور بپردازيم ، به ديده حرمت و ارزش به آنها مي نگريم ، اما پرسشي جدي در اينجا مطرح است كه آيا مقصود از جنبش زنان اين بوده كه تنها به تساوي حقوقي ميان زن و مرد بپردازد و با ناديده گرفتن تفاوت هاي موجود ميان زن و مرد تساوي ميان زن و مرد را اعلام كند ؟ و پرسش دوم اينكه آيا تساوي حقوقي ميان زن و مرد لزوماً تامين كننده تساوي انساني ميان زن ومرد هم مي باشد ؟ يعني اگر ما توانستيم با ناديده گرفتن تفاوت هاي خلقتي ، جسمي و روحي ميان زن و مرد ، به تساوي حقوقي ميان آن دو حكم كنيم،در اين صورت توانسته ايم به تساوي انساني هم حكم دهيم ؟

به نظر مي رسد زنان در دهه هاي اخير هر چند توانسته اند به مقداري از حقوق از دست رفته خويش دست يابند ، اما به نظر مي رسد كه كوشش جنبش زنان يا فمنيسم بيش از آنكه در مسير ايجاد تساوي انساني ميان زن و مرد و احترام به فضيلت هاي زنان باشد ، در مسير تحقق اين فكر بوده كه زن و مرد در همه امور مساوي هستند و هيچ تفاوتي ميان آنان وجود ندارد . در واقع مثل اين مي ماند كه در يك اداره اعلام بكنيم كه از جنبه حقوق و مزايا از اين به بعد هيچ فرقي ميان اعضاي اين اداره نيست و تمامي افراد چه آنان كه تحصيل كرده اند و داراي تخصص و اهميت بيشتري براي اداره هستند و چه آنها كه در پايين ترين سطح اداره هستند همه بايد از حقوق يكسان برخوردار باشند و رئيس اداره و مستخدم آن بايد همه از حقوق يكسان برخوردار باشند و استدلال هم اين باشد كه به اين دليل ميان همه افراد اداره به تساوي حقوقي حكم كرده ايم چون تساوي انساني ميان آنها بايد رعايت شود . در واقع اين كار مبتني بر اين فكر است كه اگر معتقد به تفاوت حقوقي شويم ، به منزله اين است كه زن و مرد از جهت انساني با يكديگر يكسان نيستند و ما براي تحقق تساوي انساني ميان زن و مرد ، بايد تمام فرق ها را برداريم .

از قضا فمنيسم به ويژه در كشورهاي كمونيستي و بلوك شرق همين نتيجه را داد و در دل معدن ، صد مترداخل زمين زنان با تمام آسيب پذيري و ضعف جسماني نسبت به مردان ، در كنار مردان مشغول به كار هستند و اين عمل را عدالت مي دانند و تصور مي كنند كه عدالت به معناي تساوي تمامي فرصت ها ميان زن ومرد است .

اما بايد گفت كه عدالت به معناي تساوي نيست ، بلكه به معناي قرار گرفتن هر چيز در جايگاه خويش است يعني اگر رئيس اداره با مستخدم اداره يكسان حقوق گرفتند اين تساوي است ، اما عدالت نيست زيرا عدالت اين است كه هر كس به ميزان استحقاق و شايستگي خود حقوق بگيرد نه آنكه تفاوت ها را ناديده بگيريم و همه را يكسان بدانيم ، همچنين در جنبش زنان هم اينچنين است و بعضي تصور كرده اند كه اگر زن و مرد هر دو يكسان به يك كار بپردازند و حقوق مساوي بگيرند ، به تساوي ميان آن دو حكم كرده ايم ، در حالي كه عدالت اقتضا مي كند كه هر يك به ميزان شايستگي و توانمندي خويش كار كند و حقوق بگيرد نه آنكه هر دو به يك كار يكسان بپردازند در واقع زن ومرد بايد در زندگي و اجتماع نسبت به هم مكمل باشند و اگر هر يك به وظايف و توانايي خود عمل كرد ، عادلانه مي باشد.

متاسفانه بايد گفت زن عصر جديد كه محصول فكر او جنبش زنان يا فمنيسم است شايد به تساوي با مردان رسيده باشد كه البته ممكن است هنوز در بسياري از جوامع هم تحقق نيافته باشد اما در آن جوامعي هم كه زن و مرد به تساوي حقوقي رسيده اند هنوز ، به تساوي انساني نائل نشده اند و همچنان زن عصر جديد بازيچه دست انسانهاي هوس ورز است . آن روز كه زن در خانه تحقير شد و به بيرون از خانه كشيده شد ، بيسوادي براي او زجرآور بود و به تحصيل پرداخت و نيمي از دانشجويان دانشگاه ها را تشكيل داد ، عنوان خانه داري را نمي پسنديد و به اين خاطر به دنبال كار در بيرون خانه رفت ، در آن روز او تصور مي كرد كه اگر اين و ضعيت را تغيير دهد و مانند مردان لباس بپوشد ، تفريح كند، دوشادوش او در ادارات كار كند ، در اين صورت مي تواند به عدالت ميان زن و مرد نزديك شود و حق خود را از مردان بستاند اما او گمان نمي كرد كه تنها با اين كار توانسته به تساوي حقوقي برسد اما تساوي انساني و احترام به كرامت و فضيلت زن هنوز متحقق نشده است .

هنوز در تمامي جوامع مدرن كه سخن از تساوي زن و مرد بيان مي گردد، استفاده از جنسيت زن براي آنان مد نظر است و زنان با تمامي آزادي ها مورد تحقير جنسي واقع مي شوند. اگر از همه زنان عالم پرسيده شود كه آيا دوست دارند كه تنها به خاطر زن بودن و به جهت جنسيت، به آنان توجه شود ، قطعاً همه آنها جواب منفي خواهند داد و اين را ناپسند مي دانند و همه آنها دوست دارند تا به خاطر فضيلت ها و كرامت هايشان مورد احترام مردان باشند نه به خاطر زن بودنشان . اما يك نگاه به دنياي امروز بيانگر اين است كه مدرنيته در اين زمينه دوگانه عمل مي كند و استفاده از زنان در عرصه تكنولوژي به خاطر زور بازو و دانش علمي آنان نيست بلكه بيش از اين مي خواهد از زن استفاده هاي ديگري هم بكند . امروزه ما مي بينيم كه قرار دادن عكس يك زن هنرپيشه يا خواننده خوش سيما در ابتداي مجله ، يا استخدام يك دختر جوان و آرايش كرده در شركت ها و يا توليد لباس ها و وسايل تزيين و آرايش زنانه ، به خاطر كرامت و احترام به زنان نيست بلكه اين محصولات عصر مدرن به دنبال سود، لذت جويي، هوس ورزي و تحقق يك دنياي مبتني بر لذايذ و شهوات است و انسان مدرن كه فكر او محصول رنسانس و تكنولوژي است ، اگر هم جنبش زنان يا فمنيسم را مطرح مي سازد انگيزه او غير ازانگيزه پاك و بي الايش زناني است كه مي خواهند مورد تحقير واقع نشوند .

ادامه مطلب| نظرات 2 | 4:09 PM چهارشنبه، 29 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: س ضامني | موضوع: اجتماعی


 

آيا از جزيره خضراء ،در متون اسلامي سخن گفته شده است به طوري كه بتوان آن را پذيرفت ؟ (منظور از آن جزيره أي سزسبز است كه بنا به نظر معتقدين به آن ، امام مهدي ع و زن و فرزندانش در آن زندگي مي كنند )، ودوم اينكه در صورت صحت و وجود آن ، آيا منظور از آن ، همان مثلث برمودا مي باشد يا خير؟

در جواب بايد عرض كنم كه در اينجا سه مسئله مورد توجه است كه بايد به آنها پرداحته شود نخست آنكه آيا اصلاً مسئله جزيره خضراء يك امر قطعي و پذيرفته شده ميان شيعيان مي باشد ؟ دوم آنكه اگر جزيره خضراء درست باشد ، مي توان گفت كه منظور از آن همان مثلث برمودا است كه منطقه أي خوفناك در اقيانوس است كه تا حال صدها انسان، كشتي، و هواپيما در آنجا غرق شده است ؟ و سوم آنكه آيا اعتقاد به جزيره خضراء‌ از بديهيات و ضروريات دين مي باشد به طوري كه اگر كسي مخالف آن باشد و آن را نپذيرد با ضروريات دين مخالفت كرده باشد؟

در پاسخ به پرسش نخست بايد گفت كه به نظر مي رسد اصل وجود جزيره خضراء كه به معناي جزيره سرسبزي است كه امام عصر ع و خانواده ايشان در آنجا زندگي كنند جزء امور يقيني نمي باشد و تنها احتمالي است كه بعضي مطرح نموده اند.

البته با توجه به استدلا لهاي شرعي و عقلي به نظر مي رسد كه امام عصر ع در عصر غيبت داراي خانواده و فرزند مي باشند و با توجه به اينكه ازدواج يك سنت نبوي است ، از اينرو گمان مي رود كه امام عصرع هم به اين سنت عمل كنند اما اينكه آيا ايشان با خانواده خود در جزيره أي موسوم به خضراء زندگي كنند تنها يك احتمال مي باشد و نمي توان به طور كامل و يقيني آن را اثبات نمود و دلايل نقل شده در اثبات جزيره خضراء بيشتر در حد مكاشفه و خبر هاي واحد است و توصيه ميشود كه كتابي را كه )) آقاي جعفر مرتضي (( كه از مورخان صاحب نام است وبه بررسي مسئله جزيره خضراء پرداخته ،رجوع شود .

همچنين انكار وجود جزيره خضراء لزوماً به معناي نفي زن و فرزند نيست و بلكه شواهد زيادي وجود دارد كه وجود زن وفرزند را براي امام مهدي ع اثبات مي كند هر چند كه نتوانيم جزيره خضراء را اثبات كنيم و يكي از بهترين كتابها كه در باره زن و فرزند حضرت بحث هاي دل نشيني نموده كتاب « فانوس » اثر سيد ابن طاووس است كه ترجمه فارسي كتاب « كشف المحجه » مي باشد . در اين كتاب سيد ابن طاووس به فرزند خود محمد مي گويد كه «محمد تازگي امام عصر ع با كسي وصلت نموده ولي افسوس كه نمي توانم به تو بگويم كه او كيست ». از اين حرف سيد ابن طاووس فهميده مي شود كه يا خود امام عصرع يا يكي از فرزندان ايشان ازدواج نموده بود كه سيد ابن طاووس از آن جريان اطلاع داشته است و همچنين اطلاعات جالبي سيد ابن طاووس در باره امام عصر (ع )مي دهد كه بسيار حيرت آور و جذاب است و با توجه به اينكه سيد ابن طاووس از كساني است كه بارها خدمت امام عصرع ملاقات داشته ، از اينرو سخنان او قابل توجه است وبا توجه كه وي از علماء طراز اول شيعه مي باشد ، خواندن اين كتاب حتماً جالب خواهد بود .

همجنين پاره اي از عالمان معتقد ند كه همانطور ما سادات رضوي ، موسوي ، نقوي، تقوي، حسيني و حسني داريم كه از فرزندان و ذريه اين امامان عزيز مي باشند همچنين محتمل است كه سادات مهدوي هم داشته باشيم كه از فرزندان امام مهدي ع باشند هر چند كه خودشان خبر نداشته باشند و چه بسا با فرض وجود زن و فرزند براي امام عصر ع فرزندان امام عصر ع از ديگر امامان هم بيشتر باشد .در پاسخ به سوال دوم بايد بگويم بر فرض كه جزيره خضراء درست باشد اما آيا ما ميتوانيم بگوييم كه جزيره خضراء ، همان مثلث برمودا مي باشد؟ آيا مي توان پذيرفت كه امام عصر ع كه لطيف ترين و نازك طبع ترين موجود عالم است . دهها كشتي را كه فقط از آن منطقه در حال عبور بوده اند غرق نموده است ؟ قطعاً هيچ مسلماني به خود اجازه نمي دهد كه اين امر را به آن وجود نازنين و مهربان نسبت دهم و شايد همين دليل كافي است كه هيچ وقت جزيره خضراء را همان مثلث برمودا ندانبم ، بهر ترتيب اثبا ت اين امر كار دشوارياست و اگر هم جزيره خضراء درست باشد ، شايد در جاي ديگري باشد ، به طوري كه انسان هر خانه دنج و دل نشيني را كه مي بيند ، در دل به خود مي گويدكه شايد اين جا خانه آن عزيز باشد و شايد او در كنار ما خانه أي دارد و ما او را نمي شناسيم . بهر حال هر جا كه ايشان باشند ميدانبم كه از ما دور نيستند و هرجا كه ايشان باشند همان جا سرسبز و خر م ( خضراء ) است .

و در پاسخ به پرسش سوم هم بايد بگوييم كه قبول نداشتن مسئله جزيره خضراء ، هيج ضرري به ديانت و اعتقادات انسان نمي زند و اين مسئله جزء ضروريات دين نمي باشد تا نپذيرفتن آن موجب ايجاد خلل در دين و اعتقادات فرد باشد. و سخن خود را با اين شعر به پايان مي برم :

در دياري كه تويي بودنم آنجا كافي است     آرزوي دگرم غايت بي انصافي است

 

به نقل از سایت http://www.hazratmahdi.com/

نوشته سيد رضي موسوي

 

| نظرات 1 | 11:36 PM جمعه، 17 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: س ضامني | موضوع: خاندان جاويد


خدایا !

تو آغازی هستی که پیش از تو چیزی نیست و تو پایانی خواهی بود که پس از تو چیزی نخواهد بود .

                                                                           حضرت زهرا  (س )

-

| (نظر بدهید.) | 12:43 AM پنجشنبه، 16 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: س ضامني | موضوع: خاندان جاويد